آخرین نوشته ها

احترام به ویژگی های شخصی

احترام به ویژگی های شخصی برای توسعه کسب و کار نیاز به سطوح متفاوتی از کارمندان وجود داره که باید با شناخت اون سطوح خودمون رو توی اون سطح آماده کنیم. من در بخش اول این نوشته می خوام از دیدگاه یک کارمند به این قضیه نگاه کنم. صحنه کسب و کار شباهت زیادی به […]

اشتراک گذاری
15 آبان 1394
194 بازدید
کد مطلب : 2359

احترام به ویژگی های شخصی

برای توسعه کسب و کار نیاز به سطوح متفاوتی از کارمندان وجود داره که باید با شناخت اون سطوح خودمون رو توی اون سطح آماده کنیم.
من در بخش اول این نوشته می خوام از دیدگاه یک کارمند به این قضیه نگاه کنم.
صحنه کسب و کار شباهت زیادی به میدان جنگ داره. توی یک جنگ چند دسته از نیروها با هم تیم می شن تا به یک هدف مشترک برسن که اون هدف مشترک شکست دشمنه.
اگر هدف از شکست دشمن هم به دست آوردن منابعش باشه ( که کمتر جنگی به عقیده من این هدف رو داشته) می شه شرکت کنندگان در این جنگ رو به چهار دسته تقسیم کرد.
دسته اول : سربازان
سربازها از کاربردی ترین افرادی اند که توی یک جنگ شرکت دارند. معمولا تعدادشون زیاده (وکشته شدنشون زیاد ما رو ناراحت نمی کنه) و به تبع اون کارشون سطحی تره. حداکثر یک تفنگ دست می گیرن و به سمت مواضع دشمن تیر اندازی می کنن (دقت کن موضع نه حتی خود دشمن).
سرباز ها صبح زود از خواب بیدار می شن. و می دونن که کار کن اصلی اونهان. در اصل در صف مقدم قرار دارند. زیاد امید ارتقا به سطوح بالاتر و پست گرفتن ندارند و زیاد هم دیده نمی شن. اما برای یک چیز عالی اند:
کارهای تکراری و سخت.
برخی افراد در سازمان سرباز اند. به موقع میان به وقت می رن. قرقر نمی کنن. ادعای ریاست ندارن. توقع پاداش های خارج از ساختار ندارند. کارهای تکراری و روزمره اذیتشون نمی کنه وخلاصه سرشون به کار خودشونه اما مرد کارهای بزرگ نیستن. باید هرکاری رو بهشون گفت و چند بار جلوشون انجام داد تا یاد بگیرن و بارها انجامش بدن.
دسته دوم : تکاوران هستند یا افسران
افسران تعدادشون کمتره به نوعی مدیران عملیاتی می تونن باشند یا مثل یک تک تیر انداز برای یک کار بسیار زبده اند. تکاوران عموما افرادی اند که در یک حوزه خاص متخصص شدن و به خاطر این تخصصشون گاهی بسیار پر توقع هم می شن.
ممکنه مثل سرباز ها نشه ازشون انتظار داشت کارهای خسته کننده و به قول خودشو low level انجام بدن (فکرشو بکن به یک تک تیر انداز بگی پست وایسا)
اینها آماده اند تا هدفی در سازمان بهشون نشون بدی تا در کوتاه ترین زمان با چند تا سرباز و حتی دست تنها برن و اون هدف رو فتح کنن. حالا نگهداری و حفظ اون هدف؟؟؟ نه این کار اونها نیست این کار سرباز هاست. چون ممکنه برگردی ببینی رفتن خوابیدن یک گوشه یا توی رستوران شهر دارن با دوستاشون جشن پیروزی می گیرن.
در سازمان تعدادی تکاور هم داریم. این تکاورا مثلا بچه های IT سازمان اند. زیاد منظم نیستند و خداروهم بنده نیستند. همیشه فکر می کنند که تو سازمان دیده نمی شن. در حالی که بالایی ها اتفاقا خوب می بیننشون ولی می دونن رو بدن سوار کل سازمان می شن. از این نوع نیروها توی ستاد زیاد پیدا می شه.
دسته سوم : ژنرال ها هستن که توی نوشته بعدی در موردشون صحبت می کنم.
تا اینجای کارفکر می کنید سربازید یا تکاور؟
کدوم این دو بهتر اند از هرنظری؟

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *